محمد خزائلى

260

شرح بوستان ( فارسى )

چرا كرد بايد نماز از نشست ، * چو در رقص بر مىتوانند جست ؟ عصاى ( 1 ) كليمند بسيار خوار * به ظاهر چنين زردروى و نزار نه پرهيزكار و نه دانشورند * همين ( 2 ) بس كه دنيا به دين ميخرند عبايى بليلانه ( 3 ) در تن كنند * به دخل حبش جامهء زن كنند ز سنت ( 4 ) نبينى در ايشان اثر ، * مگر خواب پيشين و نان سحر شكم تا سرآكنده از لقمه تنگ * چو زنبيل دريوزه هفتاد رنگ نخواهم درين وصف ازين بيش گفت * كه شنعت بود سيرت خويش گفت . . . . . . . . . .